تبليغاتX
دختر خورشید

ولادت حضرت ابوالفضل العباس مبارک باد

 

 

با عرض سلام خدمت به خوانند گان این وب

من شنتیا هستم این افتخار را دارم که این وب را به هواداری اقایان

 

 

 

پوریا پورسرخ

 

و

 

سیاوش کمیلی

 

 

تقدیم کنم

 

 

پوریا پور سرخ متولد 1356 در تهران می باشد.

 

 

سیاوش کمیلی متولد 1361 در اصفهان می باشد.

 

پوریا پور سرخ اولین تجربه نمایشی خود را در سریال فرار بزرگ کسب کرد ولی موفق نشد در بیست و یکمین جشنواره فجر توسط داوران سیمرغ بلورین را کسب کند امیدواریم در جشنواره های بعدی این اقای محترم سیمرغ بلورین  را کسب کند چه بسا که امسال هم لایقش بود.

سیاوش کمیلی هم اولین تجربه نمایشی خود را در سریال پرواز در حباب کسب کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شنتیا در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 8:32 |

ای سروناز حسن که خوش میروی به ناز           

                 

عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز

 

فرخنده باد طلعت نازت که دراز                                

                     

ببریده اند بر قد سرورت قبای ناز

 

ان که بوی عنبر زلف تو ارزوهاست                          

                

چون عود گو بر اتش سودا بسوز و ساز  

 

پروانه راز شمع بود سوز دل ولی                                      

                  

بی شمع عارض تو دلم را بودگداز
+ نوشته شده توسط شنتیا در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 7:42 |

چند نکته برای رابطه عاشقانه

 

 

برای هم ارزش قائل شدن

 

با هم مثل اشراف زاده ها برخورد کنیید

 

وقتی باهم مشکل  پیدا می کنید به حرفهای هم خوب گوش کنید

 

خوبی های هم را در کنار بدی های هم ببینید

 

تمام توجهتون به هم باشه

 

+ نوشته شده توسط شنتیا در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 0:9 |

با عرض سلام خدمت دوستای عزیزم امیدوارم خوب باشین من این چند ماه خیلی سرم شلوغ بود به خاطر همین نتونستم بیام داخل نت دلم برای نظراتون یک کوچولو شده بود

 

 

 

 

ویژگی های متولدین ابان:

 

 

*نافذ است

*پر تلاش است

*پژوهشکر است

*پویا و فعال است

*ارام و مطمئن است

*************************************

 

 

ویژگی های متولدین تیر:

 

 

*حامی است

*پی گیر است

*نوع دوست است

*حساس است

*دارای حافظه قوی است

*دوستدار خانه و خانواده است

*در مغلوب کردن دشمنان استاد است

*زیرک و الهام گیرنده از حس حس درونی خود است

+ نوشته شده توسط شنتیا در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 23:56 |

ترانه روی زمین افتاده بود. قناری کوچکی ان را برداشت و در گلوی نازک خود ریخت . ترانه در قناری جاری شد. با او در امیخت. ترانه اب شد ترانه خون شد ترانه نفس شدو زندگی.

 

 

 

 

بر گرفته ازکتاب بال هایم را کجا گذاشتی

نوشته ی عرفان نظر اهار

 

 

با عرض سلام خدمت دوستان گلم  دلم خیلی برایتان تنگ شده دیشب تا دو شب داشتم رزومه برای شرکت اریتک می نوشتم اینقدر که زیاد بود که انگار اصحاب شمال بود .............(کارنامه اعمال)

 

 

بچه ها یک سوال شماره 229 مال کجای تهرانه شما میدونید؟.

.

.

شماره اول را میگم تو رو خدا بهم بگید

.

 

+ نوشته شده توسط شنتیا در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:24 |

با سلام خدمت دوستان عزیزم که با نظراتشان مرا خوشنود می سازند من خیلی زود به زود اپ می کنم ...................

ساعت 1:22 نصف شبه و بنده از ویدینگ برگشتم چون پارتنرم رفت خونه نداشتم و داشتم از پا درد میمردم

....................................................

..........................

..............

موبایلم شارژش تمام شده  به قول پور سرخ خلاص وتمام

خاموشش کردم که صدا نده  تا راحت بتونم تایپ کنم وقتی شارژ نداره ابرو بره همه تو ویدینگ نگام می کردن می گفتن دختره چه قدی داره ......چه کنیم ما هم هوادارانمان زیاده ...............................

دلم برای احسان و فائزه تنگ شده  فردا ساعت 6:00 صبح استند بایم  روانی شدم ...........

یک جمله ی قشنگ:

"دوست داشتنئ کسی که سزاوار عشق نیست اسراف در محبت است"

 

یک شعر سیاسی :

"-_----------------------------------------------------_من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند"

 

تو اگر بشینی چه کسی بر میخیزد ؟

 

خوب دیگه وقت خوابه

BYEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE

منتظر نظراتتان هستم ..............

 

+ نوشته شده توسط شنتیا در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:18 |
با سلام خدمت دوستان عزیزم که با نظراتشان مرا خوشنود می سازند من خیلی زود به زود اپ می کنم ................... ساعت 1:22 نصف شبه و بنده از ویدینگ برگشتم چون پارتنرم رفت خونه نداشتم و داشتم از پا درد میمردم .................................................... .......................... .............. موبایلم شارژش تمام شده به قول پور سرخ خلاص وتمام خاموشش کردم که صدا نده تا راحت بتونم تایپ کنم وقتی شارژ نداره ابرو بره همه تو ویدینگ نگام می کردن می گفتن دختره چه قدی داره ......چه کنیم ما هم هوادارانمان زیاده ............................... دلم برای احسان و فائزه تنگ شده فردا ساعت 6:00 صبح استند بایم روانی شدم ........... یک جمله ی قشنگ: "دوست داشتنئ کسی که سزاوار عشق نیست اسراف در محبت است" یک شعر سیاسی : "-_----------------------------------------------------_من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند" تو اگر بشینی چه کسی بر میخیزد ؟ خوب دیگه وقت خوابه BYEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEEE منتظر نظراتتان هستم ..............
+ نوشته شده توسط شنتیا در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:55 |
اه ای عشق تو در حال و تن من جاری

دلم ان سوی زمان

با تو ارام دارم

 

وعده ی دیداری

- چه شنیدم

- تو چه گفتی؟

- اری

                                              دکتر حمید مصدق

+ نوشته شده توسط شنتیا در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:57 |
دوستت دارم خیلی زیاد برای دانلود
+ نوشته شده توسط شنتیا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:45 |
+ نوشته شده توسط شنتیا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:43 |
وقتی خدا بهت میگه:باشه چیزی را که میخواهی بهت میده   اما وقتی میگه صبر کن یک چیز بهتری بهت میده
+ نوشته شده توسط شنتیا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:42 |

باد با چراغ خاموش کاری ندارد......

+ نوشته شده توسط شنتیا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:35 |

حتما بخوانید ........................................  سرش قد سوزن بود  تنش سیاه و کرکی. لای برگ های درخت توت می لولید نه چشمی نه گوشی .نه بالی و نه پایی. می خورد و می خزید .به قدر دو وجب انگشت بسته ادم جلو می رفت. زندگی را تا همین جا فهمیده بوده اما اسوده بود و خوشبخت . دوستانش هم دوستش داشتند . دوستانش: کرم های کوچک خاکی. هر از چند گاهی اما تن لزج و چسبناکش را به شاخه ای می چسباند. قدری سکون .چیزی در او اتفاق می افتد . رنجی توی تن کوچکش می پیچید .دردش می گرفت .ترک می خورد و بیرون می امد:هر بار تزه تر هر بار محکم تر.....................

 

دوستانش به او می خندیدند به شکستنش.......

به ترک برداشتنش ..............

به درد عمیق و رنج اصیلش .....

و او خجالت می کشید.

دردش را پنهان می کرد و رنجش را.

رشد کردنش را.

 

روز ها گذشت و روزی رسید که دیگر ان چه داشت خشنودش نمی کرد ...

چیزی دیگری می خواست .....چیزی افزون......

افزون از از انچه بود . می خواست دیگر شود. دیگر گون...از سر تا به پا از پا تا به سر .

می خواست و می خواستنش را در مشت گرفت و به او تنیدن اموخت

بافت و بافت و بافت...............و تنهایی را به تجربه  نشست . و سر انجام روزی پیله اش را پاره کرد و دیگر بار به دنیا امد . با بالی تازه و دلی نو .......

و ان روز *ان روز که ان کرم کوچک بال گشود و فاصله گرفت و بالا رفت ...ان روز که ان خود کهنه اش را دور انداخت ...دوستانش نفرینش می کردند و دوشنامش می دادند و فریادش براوردند که این جرمی نا بخشودنی است. این خیانت است این که کرمی پروانه باشد .................

 

 

اما تو بگو . او چه باید میکرد؟

خاک و خزیدن و خوشبختی یا غربت تنهایی...............

 

حالا زندگی ما انسانها شده این بازی های زمانه  

+ نوشته شده توسط شنتیا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:20 |
اهنگ جدید نه نه نمیشه واقعا بدون عشق هیچ چیز نمیشه حالا اگر قبول داری دانلود کن
+ نوشته شده توسط شنتیا در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:35 |
سلام خیلی دلم برایتان تنگ شده

.

 این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد.

.

..تازه به چشماتم خیلی میاد

+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:14 |
میدونی چرا اینقدر ستاره دورت جمع میشن چون دنیا یک ماه داره ان هم تویی

+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:10 |
تو مثل ستاره ها میمونی مثل انها دست نیافتنی

.

.

.

.

.اما.

.

یک فرقی داری که انها تعدادشان زیاد است .

.

.اما تو یک دنیایی

+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:0 |
+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:58 |
از چشم تا قلب راهی است که از عقل عبور نمی کند
+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:54 |
+ نوشته شده توسط شنتیا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:50 |